هسا شعر کاس آقایی

گیلکی شعران ِ کاس آقا

گفتنی ست اسامی محل ها ، از ازجمله محلات گیلان در ابتدا اسماء با مسمّا و با معنا بوده اند که به مرور زمان ، در اثر فراموشی معنای واژه ها توسط نسل های آینده ،نیز در اثر تحول و تطور زبان در ازمنه ی طولانی ، زاد و ولد تازه ی واژگانی در بطن زبان کهن  ،  اسما ء با مسما در اثر خروج از زبان ، معنای خود را فرو هشته ، و به اسامی بی معنا و بی مسما  بدل گشته اند . مثل نام گل معروف پامچال ، که در قرن هفتم هجری ، حدودا" 700 سال پیش در برخی از دوبیتی های شاعر و عارف گیلک زبان به صورت « په بجال یا پابجال » آمده است . که در این جا حرف « ر » واژه ی « بجار » بدل به حرف « ل » شده است ، که به مرور زمان در اثر تحول و تطور زبان گیلکی  حرف « ب » واژه بجار هم به حرف «م » بدل گردیده است . البته بدل شدن یک حرف به حرف دیگر در زبان گیلکی بی سابقه نیست می توان مثال های زیادی در این مورد آورد .بنابراین نام «گل پابجال »پس از قرن ها ، امروزه به صورت « گل پامچال » نام همان گل معروف به ما رسیده است . اگر به معنی این واژه از ابتدا تا امروز دقت کنیم ، نتیجه می گیریم که گل پامچال گلی بوده که در پای بجار ها یا در حاشیه ی بجار ها می روئیده است . اگر نسل های بعد معنی نامواژه ای را به فراموشی بسپارند ، به ناچار متوسل به حکایات و افسانه ها و حدسیات و گمانه ها ... می شوند ، تا آن اسم بی مسما را با مسما بسازند . یکی از نامواژه های بسیار اصیل گیلکی ، که بمرور زمان توسط نسل های بعد در اثر گسست از تاریخ و فرهنگ و زبان شان ، به این روز دچار گشته ، نام تحریف شده ی ماهروزه ، یا مار حوزه یا مارزده یا به قول مورخ محترم آبکناری جناب شکوفه ی عزیز که آن را واژه ای روسی دانسته و گویا از ماکسیم گورکی بعد از تبعید از سیبری خوانده  ، نام ماروضه  که روضه به معنی رضوان و باغ و بستان است . اما برای بنده که  با فرهنگ و زبان و واژگان گیلکی اندک آشنایی دارم به ضرس قاطع می توانم بگویم که نام این منطقه نه واژه ای عربی ست ، نه فارسی و نه روسی ... بلکه یک نامواژه ی صد در صد گیلکی ست . اگر با زبان و واژگان گیلکی اندک آشنایی و انس و الفت داشته باشیم . برای بنده قابل قبول نمی تواند باشد که نامواژه های تحریف شده  این منطقه به ماه یا روایت گزیدن مار یا حوزه ی زیست مار نسبت داشته داشته باشد . اگرچه این منطقه از لحاظ زیبائی از ماه هم زیبا تر است ، اگرچه حتا هزاران نفر را در این منطقه مار گزیده باشد ، یا حوزه زیست مار های فراوانی باشد ، اما هیچکدام از این نامواژه ها نمی تواند نام واقعی این منطقه باشد . پس نام واقعی این منطقه چیست ؟ با کنکاش در زبان گیلکی ، واشکافی این نامواژه از زبان پیر مردان و پیر زنان قدیمی این منطقه نام مارووزه درست است چرا ؟ بیائید به کالبد شکافی این نامواژه بنشینیم . نام مار مشخص است همان « لانتی » گیلکی خودمان است . که گیلکان هم به آن مار و هم لانتی می گویند. اما بخش دوم این نامواژه کلید اصلی معمای ماست . با ید در یابیم که معنای « ووزه » چیست . برای یافتن معنای این واژه شما را به فرهنگ نامه ها و واژه نامه های زبان گیلکی ارجاع می دهم . جناب استاد جعفر بخش زاد محمودی ضیابری در کتاب « فرهنگ واژه های گیلکی » صفحه ی 31 در مورد معنی واژه ی « اُشتَن » آورده است این واژه به معنی : جهیدن - جهش  - جهش اشیا بعد از برخورد به مانع مثل جهش متوالی توپ یا کمانه کردن سنگ پرتاب شده بعد از برخورد به مانع - خاصیت ارتجاعی اشیا . مصدر دومش اُزستن یا اوزستن است . نیز آنهائی که با ضرب المثل های گیلکی آشنایند به احتمال زیاد این مثل را شنیده اند : بج اوزه ، گندم اوزه مُرجه اون میان میانا اوزه . برنج می پرد ، گندم می پرد ، عدس هم در وسط هایش می پرد (گویا هنگام برشته شدن در تابه باشد ) . بنابراین با یافتن معنای اوزه ( ووزه ) به معنای جهیدن و پریدن می توان نتیجه گرفت نام تحریف شده ی ماهروزه  در اصل  مار ووزه ( مار اوزه ) باشد . بعلت اینکه زیستگاه تالابی بوده ، در نتیجه دارای مار های فراوان که با ورود انسان و جانوران مار ها روی دمهای خود بلند شده آماده جهیدن و پریدن می شدند . چون منطقه مار های جهنده ی زیادی داشته ، جائی  که  مارهای اش بجهد  را در زبان گیلکی  مار ووزه ( مار اوزه ) نامیده اند . که با از یاد رفتن بار معنایی واژه ی اوزه و اوزستن هریک حکایتی به تصور خویش می کنند و ره افسانه می زنند .

به تحریر « کاس آقا » مورخه 92/12/10

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱٠ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ توسط کاس آقا نظرات () |

Design By : nightSelect.com